دنیای من

روزگار من

قدم به ژرفنای اشک می گذارم

بر وسعت صورت و پهنای قلبم

امروز یاد ادم هایی که دوستشون دارم و نیستن تو زندگی م افتادم

بابا بزرگ، پسر عموم که الان اگر زنده بود الان ۶۰ سال سن داشت،

احمد شاملو، فری ...دکتر فاطمه کامکار همون دوستم فری....

دوستم محمد حسین که فکر نمی کنم علاقه اون به اندازه من باشه 

و دیگر گذر مون تو زندگی به هم بخوره...اون کانادا رفت ...هر روز که می دیدمش کلی از دیدنش خوشحال و پر انرژی می شدم...و اون هم دیگه تو زندگی من نیست و دورا دور با هم دوستیم

وقتی آدم هایی که دوست داری و نیستن یکهو یادت میاری احساس خلا می کنی 

و تنهایی اسیرت می کنه

دلم برای تک تک کسایی که دوستشون دارم و احساس خیلی خوبی که از دوست داشتنشون داشتم تنگ شده 


نوشته شده در سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1397ساعت 20:16 توسط SHiMA Bah نظرات (0)


Design By : Pichak