باید با تمام وجود بر ذات توانمند خودم تکیه کنم.. شاید گاهی دلم از عشق آدمیزادی بلرزد، اما غمی نیست. من انسانم و بعد هم دختر.
تک تک سلولهایم، بافت تناسلی و روحم با این جنسیت در هم آمیخته اند..
کوتاه نمی آیم .. تمام درها را میزنم، تا راهی مناسب برای پیشرفت پیدا کنم..
خنده دار است که برای مبلغی ناچیز به یورو، مجبورم راه دشوارتر را انتخاب کنم اما گاهی دشوارترین راه، بهترین راه برای رسیدن به پیروزی ست.
مخصوصا وقتی که میدانم از تمام سنگلاخی ها و صخره ها، باید به تنهایی بالا بروم و عصای بالا رفتن از این رشته کوه خودمم و بس
امشب، اولین شب تولدی بود که حسابی غافلگیر شدم، هم از کادوی خواهران بزرگترم ، هم حمایت عاطفی همه اعضای خانواده م.. ممنونم روح الهی که بهم میفهمونی شاید همراه، شریک، پارتنر و( هر اسمی که بشه بهش داد،) ندارم..اما گرمای حضور خانواده رو درک می کنم و محبت دوستایی که رفاقتشون هم به چشم میاد و هم در قلبم درک میشه..
این تجربه ای که امشب داشتم، برام پیام بزرگی داشت.. اونم اینکه پیوند محکمی میان من و ریشه هایم هست..این گامی در رشد است..
اولین باری بود که یک نفر رو میدیدم که عشقی رو تجربه کرده بود و مراتبی فراتر از عشق انسانی رو تجربه کرده بود.. اولین باری بود که با یک مرد در فضای مجازی هم صحبت می شدم و حرف از روزمرگی و نیازهای ذاتی و درد و مصایب نبود.. حرف از بزرگی عشق و عظمتی که داره.. چیزای جالبی در یکی دو ساعتی که باهم حرف زدیم، یاد گرفتم. شاید اگر وقت داشتیم، ساعت ها حرف برای زدن باهم داشتیم.. اما وقت برای هردومون حتی در این روز تعطیل ارزشمند بود.. حس خوبی داشتم از مصاحبت با یک مردی که رشد معنوی رو تجربه کرده بود و عشقی نافرجام او رو به عشق الهی رسونده بود.. حرفهایش تو ذهنمه..